تبليغاتX
ملوان خسته

سرخ پوش تیره ...

----------------------------------------------------------------------------------

طلوع را در توهم سکوت تو به فردا رساندم

اما

فردا هایم همان دیروزی بود که تو

مرا میان موجها جا گذاشتی و

اینجا هنوز هم که هنوزه آفتاب سوزان است

اما

پختگی صورت هایمان و پوست پوسته شدن های تن ما را

آرامش دریا

مدفون می کند و

من

در بهبهه ی نابودی مرغان دریایی

تو را یافتم میان صفحه های دنیای جادویی

و تو ای بخت برگشته ی تنها و بی ماه

شبهای تیره ات را به نور فانوس دریایی

بسپار

و غزل باران کن

ساحل خسته ی قلب گرمت را

و آفتابی باش در این روزگاران تیره

که تو ای تنهاترین بانوی سرخ پوش دنیا

غمگین تر از سرخ رنگی تو

آسمان دریاست ..

بیا و با موجها عشق بازی کن که فریاد

تنها مرهم عابر گلوی توست

و این بغض را

در آستان مرگ بهار

برای فصل نو هدیه نیار

که تابستان

با پیراهن آستین کوتاهش

در انتظار لبخند های توست ..

-------------------------------------------------------

ملوان خسته - ۱۹ خرداد ۱۳۸۶

-------------------------------------------------------

بانوی سرخپوش ..

 دنیا اینقدر رنگ داره که عدد صفر رو برای سیاه در نظر گرفتند.

 آبی باش ..، آبی و آفتابی

-------------------------------------------------------------------------------------------

( بانوی تنها ، تمامی گناهان قابل بخشش است .. )

 

گردآوري توسط س.حقيقت ( سروش حائري ) در شنبه نوزدهم خرداد 1386 |